مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
602
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
افزونتر از آن هم ، صد هزار هزار درهم جبايه آنجا نمىشود [ 1 ] . شهرهاى بزرگ عراق چهار است : كوفه ، بصره ، واسط ، و بغداد . در عراق آب جارى وجود ندارد مگر به وسيلهء جويهاى خرد و چرخهاى آب كه با ستوران مىگردد . مگر چشمهء بصره كه مد آن را سيراب مىكند . بطائح بيست فرسنگ پايينتر از واسط است و آن سى فرسنگ در سى فرسنگ است . اين بطائح در روزگار قديم روستاهاى آبادان و كشتزاران پيوستهاى بوده است . آب از دجلة العورا مىگذرد در برابر مذار و عبدسى و فم الصلح تا آنكه به مداين مىرسد و كشتيها از سرزمين هند تا مداين در آن عبور مىكنند . از آن پس زمين شكاف شكاف شده است تا آنجا كه از واسط ، پيش از آنكه واسط باشد ، گذشته و اين هدر رفتن آب باعث به وجود آمدن بطائح شده كه قبل از آن جوخى ، ميان مذار و عبدسى قرار دارد و بيابانهايى شده است . آنجا به نام دجلهء عورا خوانده مىشود ، چرا كه آب از آنجا گرديده و منحرف شده است و كسرى مال بسيارى هزينه كرد تا آب را به دجلهء عورا بگرداند اما نتوانست و پس از او خالد بن عبد الله نيز چنين قصدى داشت و نتوانست . جزيره : ميان دجله و فرات است و از آنجاست سروج ، رها ، عين شمس ، دارا ، نصيبين ، آمد ، برقعيد و شهر موصل و بالس و رقه و هيت و رحبه و بالاى آن ارمينيه است . سواد : دو سواد داريم ، يكى سواد كوفه و ديگرى سواد بصره كه به نام سورستان نيز خوانده مىشود . درازاى آن از حد موصل تا آخر كوفه - كه به بهمن اردشير بر فرات بصره معروف است - صد و بيست و پنج فرسنگ است و پهناى آن هشتاد فرسنگ . از عقبهء حلوان تا عذيب و جاهايى كه در دنبالهء باديه است و مساحت آن ده هزار فرسنگ است و فرسنگ دوازده هزار ذراع است و اينها همه آبادان است و مردمنشين و مبلغ خراج سواد صد هزار هزار درهم و پنجاه هزار هزار درهم بود و پيوسته بر همين تقسيم بندى بود و تا روزگار قباد بن فيروز شهريار نيز باقى بود كه وى آنجا را مساحت كرد و خراج بر آن نهاد . عمر بن خطاب ( رض ) عثمان بن حنيف را فرستاد كه سواد را مساحت كردند و آن را سى و شش هزار [ هزار ] جريب تشخيص دادند و او بر هر جريبى درهمى و قفيزى خراج نهاد . آذربايجان و ارمينيه : و آن شمال جبل و عراق است . مشرق ايشان جرجان و مغرب ايشان روم است . در شمال ايشان اصناف اهل شركاند چرا كه مىگويند آن سوى باب الابواب هفتاد و دو فرقه از كفار وجود دارد . از شهرهاى بزرگ آنجاست : اردبيل ،
--> [ 1 ] اين كار ستمى بود كه حجاج بر مردم آنجا روا داشت . رجوع شود به مسالك و ممالك ، ابن خرداذبه ، چاپ ليدن ، ص 10 .